أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
380
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
آنان صرفنظر نموده و از طرف ايزد تعالى مؤيد و موفّق گرديدند . حضرت فخر رسل - عليه سلام اللّه الملك المنّان - پنجاه و چهار روز پس از اين وقعه زيب بخش عالم شهود و وجود گرديدند ، به اين حساب اياب و ذهاب ابرهه به مكّهء مكرّمه در اواسط ماه محرم و ولادت باهر السعادت حضرت پيغمبرى از شهور روميه در ماه نيسان كه مصادف شهر ربيع الاول بود واقع شده است . اعراب به اين سال كه پانصد و شصت و نهم ( 569 ) حضرت عيسى المسيح بود عام الفيل نام نهادند و اين واقعه را مبدء تاريخ اتخاذ كرده عرض مسرت و افتخار و قصايد و مقطعات بسيار انشاد نمودند و قريشيان را تعظيم و توقير كرده و در حق آنها گفتند كه اينان اهل اللّه مىباشند ، حضرت ايزد تعالى اعادى ايشان را مضمحل و هلاك ساخت . در حق وقعهء مشروحه اشعار و ابياتى كه شعراى قريش گفتهاند حدّ و پايان ندارد قصائدى را كه آن وقت انشاد شده و براى اثبات مدعا در نزد مورخين منتخب بود در اينجا درج و تسطير نموديم . ابيات آتيه از جمله قصيدهاى است كه عبد اللّه بن هاشم در حق وقعه مذكوره انشاد نموده است . قلت و الاشرم تردى خيله * انّ ذي الأشرام غربا لحرم كاده يتبع فيمن جنّدت * حمير و الحىّ من ال قدم فانثنى عنه و في اوداجه * جارح امسك فيه بالكطم نحن اهل اللّه في بلدته * لم يزل ذلك على عهد اتمّ انّ للبيت لربّا مانعا * من يرده بآثام يضطلم [ يعنى : ] زمانى كه من مغلوبيّت سپاه ابرهه را ديدم كه براى تخريب كعبه آمده بود كه ابن اشرم ( ابرهه ) قدر و قيمت حرم شريف را ندانسته است . حرم شريف او را با جنگاوران قبايل حمير وحى قهر و تنكيل نمود . بناء عليه عساكر ابرهه بواسطهء زخمهايى كه وجع آنها مانند وجع جراحاتى بود كه به رگهاى گردن وارد آيد مجروح شده و مراجعت كردند . ما در اين شهر معظم به خداى مقدس كه شريك و نظير ندارد عبادت و